- سه شب بهشت، دو شب جهنم، دو شب برزخ
- بازدید از مهم ترین مراکز فرهنگی، هنری، تفریحی ملکوت
- بازدید از پل زیبای صراط
- بازدید از معروف ترین مار دنیا؛ غاشیه
- تجربه ی سفری زیبا بر روی شیر عسل های رودخانه های بهشت
- بازدید از بارگاه الهی و خانه ی جبرائیل
- بازدید از اژدهای دو سر
هزینه های تور شامل:
- هزینه ی جابه جایی و اقامت همراه با صبحانه
- هزینه ی ویزای بهشت
- هزینه ی جا به جایی با قالیچه ی پرنده
- هزینه ی خدمات جانبی( حوری و ...)
علاقه مندان می توانند برای شرکت در تور و کسب اطلاعات بیشتر هر چه سریع تر با عزرائیل تماس بگیرند!
کنسرت بزرگ هایده و ویگن
( برای حال دادن به زلزله زدگان بم که تازه اومدن این جا)
با حضور افتخاری ایرج بسطامی
مکان: آمفی تئاتر اصلی بهشت، آسمان هفتم!
زمان: جمعه ی دیگه!
علاقه مندان برای تهیه ی بلیط و در صورتی که احساس می کنند به بهشت می روند، می توانند تا آخر وقت اداری چهارشنبه فوت شوند.
یادداشت بهزاد : رفتن به این تورها هم لیاقت میخواد! ای کاش ما هم زودتر از این تورا بریم. خوبیش اینه که بدون بازگشته...
امروز اومدم یه چیزی تو وبلاگم بنویسم دیدم یه نفر به اسم «دخو» اومده و توی قسمت نظرات نوشته که در عنوان وبلاگ «یادداشت» غلطه و «یاداشت»درسته یعنی یک دال اضافه است. اولا که این آقا یا خانوم بی نام و نشون که خودشو «دخو» معرفی کرده من هر چی فکر کردم نفهمیدم این اسم مستعار مخفف چیه. آخر سر به حقیقت ماجرا پی بردم «دخو» مخفف « داهاتی خل وضع» میتونه باشه و با احوالات این شخص هم خیلی تناسب داره!! بعدش هم من کجا نوشتم دانشجوی شریفم؟؟ این فکر کنم به تیکه خل وضع بودنش بر میگشته که منو شریفی دونسته. و برای اینکه مطمئن باشید یادداشتی که من نوشتم درسته، به فرهنگ معین مراجعه کردم و اون صفحهاش رو اسکن کردم و میذارمش اینجا تا «داهاتی خل وضع» قبل از اینکه ایراد بگیره بره یه لغتنامه رو نگاه کنه بعد بیاد اظهار نظر کنه.
فرهنگ معین جلد چهارم صفحه ۵۲۴۰
امروز ۲ تا آخرین داشتم. یکی آخرین ناهار با پیمان که به شیراز کوچ کرد و یکی هم آخرین جلسه فوتبال که مثل هفتههای پیش بازم به من خوش نگذشت. دلم نمیخواد بنویسم راجع بهش. امروز با شهاب رفتیم پیمانو رسوندیم به ترمینال و بدرقهاش کردیم رفت. بعدش هم فوتبال ... این دوتا آخرین رو عکسش رو ببینین. اولی آخرین نهار با پیمان و دومی آخرین فوتبال جمعههای سال ۸۲. شهاب مرسی که اومدی. آخرینها اصولا دلگیرن... در ضمن پیام فضلی نژاد هم آزاد شد. خبرش اینجاست.
امشب حال نوشتن ندارم. فقط اینو به هوادارای عنکبوتهای سفید شهر مادرید میگم که خرشانسی و زیدان تنها باعث شد تا بایرن حذف بشه. با وجود تیمهای چلسی و آرسنال که من خیلی دوستشون دارم هنوز امیدوارم که این تیم بیغیرتها حقش کف دستش گذاشته بشه. عماد هم در یک جمله وضعیت رئال را بیان کرده که بد نیست ببینین!
حرفهای ما هنوز ناتمام است
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
آی دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر میشود
پیمان عزیز، فاصله ما تا شیراز خیلی دوره ولی دلها به هم نزدیک! به امید دیدار دوباره
فردا شب سربازان قرمز بایرن مونیخ به یاد حماسه 3 سال قبل که در سانتیاگو برنابئو آفریدند و 1-0 با آن گل دیدنی البر رئال مادرید(تیم بی غیرتها) رو شکست دادند، میخواهند این تیم را در خانه ناکام کنند. در بازی رفت که در اثر یک اشتباه برترین دروازهبان دنیا گل خوردند، بایرن بازی بسیار زیبا و روانی را ارائه داد و بارها تیم بیغیرتها را تحت فشار قرار داد . ولی خب در اون بازی بدشانسی آوردند و گل مساوی رو دریافت کردند. بی غیرتها که در خانه یکپارچه حمله هستندُ فقط کافیست یک لحظه از روی ماکای آماده غافل شود تا شاهد روییدن گل در دروازهشان باشند. کابوس رئال که از شنبه شب و مصدومیت رونالدو آغاز شده است، فردا شب تکمیل خواهد شد. کاپیتان هم که گفته اشتباه خودم را جبران میکنم و یک تنه رئال را شکست میدهم. آفرین به روحیه کاپیتان!

وقتی که دیشب رونالدو آنگونه در بازی مقابل ریسینگ سانتاندر در اثر لغزش پایش مصدوم شد و نقش زمین شد، یاد آن مصدومیت وحشتناک وی در بازی اینتر-لازیو در سال 2000 افتادم که باعث خانه نشینی یک و نیم ساله او شد. اما این بار با این مصدومیت اشک در چشمانم حلقه نزد. هر چند که رونالدو را از 17سالگیش و از جام جهانی 1994 دوست داشتهام ولی وقتی رونالدو تابستان گذشته دل همه هواداران اینتر را که یک سال و نیم دوری او را تحمل کرده بودند شکست و به تیم بی غیرتها(رئال مادرید) پیوست، این مصدومیت را آه هواداران اینتر میدانم. حالا رئال در بازی حساس مقابل بایرن دو بازیکن اصلی برزیلی خود را ندارد. بیچاره رئال... بیچاره رونالدو...