
واسه تو قدر یه برگم
اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست ، روی لبها تو کتابا
اگه رودم، رود گنگم ، مثل بودا اگه پاک
اگه نوری به صلیبم ، اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قدر یه برگم پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثل معبد، اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قایق، واسه قایق مثل پارو
اگه عکس چهل ستونم ، اگه شهری بی حصار
واسه آرش تیر آخر واسه جاده یه سوار
واسه تو قدر یه برگم پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفهای قشنگ هر کتابم ، برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیلم واسه تو قدر یه قطره ، اگه کوهم پیش تو قدر یه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درختم ، پیش توا ندازه دکمه پیرهن
واسه تو قدر یه برگم پیش تو راضی به مرگم
اگه تلخی مثل نفرین ، اگه تندی مثل رگبار
اگه زخمی، زخم کهنه، بغض یک در رو به دیوار
اگه جام شوکرانی تو عزیزی مثل آب
اگه ترسی اگه وحشت مثل مردن تویه خواب
واسه تو قدر یه برگم پیش تو راضی به مرگم
تقدیم به آقا محمد عزیز(برادرم) که این روزا این آهنگو خیلی دوست داره و خیلی گوش میده!

عجب دیشب حرص خوردم! اینم گل بود آخه؟؟ کان استاد خوردن گلهای مفت از بازیکنای برزیلیه. بعد از فینال جام جهانی و اشتباهی که منجر به خوردن گل اول از برزیل شد، با دریافت یک شوت کاملا عادی از روبرتو کارلوس همه چیز به تساوی کشیده شد. واقعا دیروز بایرن نشان داد که چه تیمیه. رئال با اون همه ستاره که همهشون بودند و هیچکس غایب نبود، چطوری تو زمین خودش دفاع میکرد و اگر کاسیاس دروازهبان رئال نبود، ایم تیم پر از ستاره الان گلباران شده بود. اما همون 3 امتیازم با اشتباه کان از بین رفت. ولی من امیدوارم که بایرن بتونه بازی برگشت با یک بازی منطقی این تیم که دیگه با این همه بازیکن گندش رو در آورده رو از جام باشگاههای اروپا حذف کنه و قهرمان بشه تا سال بعد بارسا بیاد و در جام باشگاهها حال همه رو بگیره.


دو تیم فوتبال از رقابتهای دسته دوم باشگاه های هند که در آخرین بازی خود در فصل جاری در مجموع ۱۱۶ گل به ثمر رساندند، به مدت یکسال از شرکت در کلیه رقابتها محروم شدند. ابتدا تیم کورتیوم در آخرین بازی خود در لیگ دسته دوم ۶۱ بر یک حریف خود را شکست داد که ۶۰ گل در نیمه دوم به ثمر رسید. سپس تیم ویلفرد ۵۵ بر یک رقیب خود را مغلوب کرد؛ در حالی که نیمه اول این بازی ۶ بر صفر بود. این دو تیم با تبانی با حریفان خود قرار گذاشتند گلهای متعددی به ثمر برسانند تا صعودشان به رقابتهای دسته اول باشگاه های هند قطعی شود.
یادداشت بهزاد: آخه خاک بر اون سر تابلوتون!! یعنی هیچکس نمیفهمید که شما تبانی کردین؟؟؟
دیروز کوه بودم. رفته بودم سمت درکه در راه برگشتن و پای کوه عدهای گزارشگر از تلویزیون اومده بودند و گزارشی راجع به انتخابات تهیه میکردند.من همانطور که رد میشدم، گزارشگر از خانمی سوال کرد که به نظر شما فردا شرکت ما در انتخابات چه تاثیری داره؟ در همین حال یک اقای میانسالی که داشت از کوه پایین میاومد همونطور که رد میشد بلند بلند گفت : «هیچی!! چه تاثیری!! مگه این 25 ساله تاثیر داشته که حالا تاثیر داشته باشه؟؟...» و همانطور که پایین میرفت غرغر میکرد و راجع به انتخابات میگفت. من اخیرا ریش گذاشتم بطوریکه قیافهام ظاهرا به آدمهای حزباللهی میخوره. همونجوری که داشتم میاومد بلند گفتم:«آقا فرمودند باید شرکت کنیم پس شرکت میکنیم!!» اینو که گفتم یارو یه نگاهی به من کرد و ساکت ساکت شد. بعدش هم یه دفعه به طور محسوسی یه سرعتش اضافه شد و از نظرها ناپدید شد. پیش خودم گفتم آخه تو که از منی که توی اون کوه هیچ خطری نمیتونستم واسه تو داشته باشم، میترسی دیگه صحبت از آزادی و این چیزات چیه؟؟ بهتر نیست قبل از اینکه منتظر اصلاحات باشیم، خودمونو اصلاح کنیم؟