One Day my girl friend asked me which one is more important to you? your Life or me? I said my life. Next Day she left me without knowing that she was my Life
دیشب حدودا ساعت 12 با احسان داشتم برمیگشتم خونه. زیر پل گیشا پشت چراغ وایستاده بودیم که چشمم به دختر بچه گدایی افتاد که توی اون ساعت شب داشت پشت چراغ قرمز گدایی میکرد. واقعا دیدن اون صحنه واسم خیلی دردآور بود. یک کودک 7-8 ساله اون ساعت شب توی یک شب زمستونی به جای اینکه الان تو رختخوابش خوابیده باشه داشت جلوی شیشه این ماشین و اون ماشین التماس میکرد تا بهش پول بدن. منم که اصولا به همه بچههای گدا پول میدم، بهش پول دادم. احسان بهش گفت پولتو دست کسی ندیا. بعدش که راه افتادیم، احسان میگفت که یادم نمیاد یه بچه گدا رو دیده باشم که تو دیده باشی و بهش کمک نکرده باشی. ولی با پول دادن مشکلی از این بچه حل نمیشه. شب که میخواستم بخوابم همهاش به اون بچه و سایر بچههای بدبختی که این وضعیتو دارن فکر میکردم. احسان راست میگفت، اون پولی که من یا بقیه بهش میدن مشکل اون بچه رو اصلا حل نمیکنه. دوباره فردا شب باید همینجوری گدایی کنه و پولش رو به بابای معتادش یا مادر فلانش بده! ولی خب من تنها کاری که واسه اون کودک بیچاره میتونم بکنم همون پولی بود که به اون بچه دادم. کار دیگهای ازم بر نمیاومد…
در مورد داربی نمیخوام زیاد صحبت کنم. استقلال نیمه دوم سر بود و پرسپولیسیها از لحاظ قدرت بدنی کم آورده بودند. هر چند که هافبکهای پرسپولیس همه خوب بودند و اگر فورواردهای پرسپولیس هم به همین اندازه خوب بودند،میشد استقلال رو برد. اینکه میگن پنالتی بود و نگرفت و ... هیچکدوم رو قبول ندارم. بازی رفت هم شوت رضا جباری به دست دفاع استقلال خورد و پنالتی نگرفت وگرنه الان اون بازی هم مساوی شده بود! به هر حال بازی تمام شد و قهرمانی از دست پرسپولیس پر زد و رفت. حالا ایشالا جام حذفی قهرمان بشن.
نکتهای هم در مورد انتخابات. در حال حاضر باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ این سوالیه که مدتیه من بهش فکر میکنم. ولی اخیرا به این نتیجه رسیدم که جوابم منفیه! یعنی نباید شرکت کرد. به نظرم فقط باید در انتخابات آزاد شرکت کرد. حتی این به اصطلاح اصلاحطلبان هم که رد صلاحیت شدهاند هم به عرصه انتخابات بیایند بازهم انتخابات آزاد نیست. به نظر من تنها شرطی که یک نماینده باید داشته باشه اینه که ایرانی باشه و آدمی باشه که سوءسابقه نداشته باشه. همین! شرایطی رو که میذارن که به این و اون باید معتقد باشی و فلان کارو باید بکنی و فلان کارو نکنی مسائل شخصیه! نماینده رو مردم باید قبول داشته باشن و واسه اونا کار کنه. پس میبینیم که این انتخابات آزاد نیست! مثل تمام انتخابات گذشته. با این حساب من شرکت نمیکنم. تا زمان انتخاباتم که هیچ تغییری صورت نمیگیره پس حتما شرکت نمیکنم!!
فردا بازم داربیه. من مطمئنم بازی خوبی در کار نیست. چون خیلی حساسه. بازی هم به احتمال زیاد 0-0 تموم میشه! هر چند همیشه حالم از استقلال به هم میخوره ولی به عنوان یک مرد همیشه پرسپولیسی اعتراف میکنم استقلال شرایط تیمیش از همه لحاظ بهتر از پرسپولیسه. و پرسپولیس هم که این روزا شده مثل زمان پروین! گل نزن گل نزن! حالا فردا خدا کنه منو جلوی تلویزیون اینقدر حرص ندن. لاقل قشنگ بازی کنن.
من اگر بگوویچ بودم ترکیب تیممو اینجوری میچیدم:
دروازهبان: ساشا
3 دفاع جلو : شیری، افشین و یحیی
4 هافبک : کاظمیان، حامد، کریم و پژمان جمشیدی
3 فوروارد: سلمانی، دایی و عیسی(یا انتظاری)
این سبک استقلالو خفه میکنه. چون اونا روی سرزنی دایی حساب باز میکنن. در حالی که به نظر من پرسپولیس حتی یک دونه سانتر هم نباید بکنه. حرکات تیز پشت محوطه جریمه استقلال و شوتهای ویران کننده. خصوصا اینکه دروازهبان اونا برومنده. حاضرم 2 سال از عمرم ککم شه ولی عنایتی به پرسپولیس گل نزنه! حالم ازش بهم میخوره. خدائیش هر چقدر سامره رو دوست دارم از این حالم به هم میخوره.
ولی من میگم بازی 0-0 میشه. خدا کنه درست پیش بینی نکنم و پرسپولیس ببره.
بعد از مدتها این سایت بلاگ اسکای بالاخره درست شد!
من فعلا اینجا ادامه میدم ... الان چیز خاصی رو نمیخوام بنویسم. از پویان عزیز کتاب دو بیتیهای باباطاهرش رو قرض گرفتم. دیشب باباطاهر میخوندم. وای که این همشهری ما عجب باحال شعر گفته. چند تاش رو بد نیست بنویسم.
خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هوالله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
ازو پرسم که این چون است و آن چون
یکی را دادهای صد گونه نعمت
یکی را قرص جو آلوده در خون
به قبرستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم قبر دولتمرد و درویش
نه درویش، بی کفن در خاک رفته
نه دولتمرد برده یک کفن بیش
بود درد مو و درمانم از دوست
بود وصل مو و هجرانم از دوست
اگر قصابم از تن واکره پوست
جدا هرگز نگردد جانم از دوست
سه درد آمو به جانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار
دل دیوانهام دیوانهتر شی
خرابه خانهام ویرانهتر شی
کشم آهی که گردون را بسوجم
که آه سوتهدیلان کارگر شی
که این آخری منو به یاد اجرای استاد شجریان در نوار «بی تو بسر نمیشود» و شب به یاد ماندنی کنسرت هم نوا با بم میاندازه.
اگه شما رو با نمره ۹۹/۱۱مشروط کردن !.........خوب شده دیگه
اگه استاد می خواد به جای آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه
اگه یه دفعه هارد ۶۰ گیگابایت شما هاپولی هاپو شده!.........پیش میاد دیگه
اگه پرسپولیس قراره از پیکان ببازه !.........ببازه
اگه سر مراسم خواستگاری،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ایشاالله خوشبخت بشه
اگه آمریکا یه موشک اتمی تنظیم کرده درست روی خونه شما !.........مسئله ای نیست
اگه صبح اول مهر بجای ساعت ۷،ساعت ۶ رفتین سر کار !.........دقیقا" رفتین سر کار
اگه کفشی رو که امروز واکس زدین رو همه لگد می کنن !.........تعجبی نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسی دعوت شدین !.........مبارکه،عروسی رو که نمی شه نرفت
اگه گار شما به جایی رسیده که خودتون به خودتون ایمیل می زنین !.........اینجوری هم یه صفایی داره
اگه توی انتخاب واحد به شما ۱۳ واحد بیشتر نرسیده !.........حتما" حکمتی توی اون بوده
اگه بعد از ۳ ساعت چت کردن یادتون اومد که با اینترنت ساعت ۵۰۰ تومن وصل شده بودین !.........مهم نیست
اگه شمعهای کیک تولد شما رو بقیه فوت کردن !.........لبخند بزنین
اگه ماشینتون جلوی یه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گیری بلد نبودین !.........خودتون رو نبازین
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدین یکی پشت سرتون وایساده ! .........عیبی نداره بابا
اگه بغل دستی شما سر کلاس که اتفاقا" کنار شما ردیف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توی دماغش فرو کرد،شش دور بپیچوند، بعد با یه حالت دورانی بیرون آورد،خوب بهش نگاه کرد و بعد خیلی آروم زیر میز کلاس دستش رو پاک کرد !.........نه !این یکی رو شرمنده . آدمیزاد هم یه تحملی داره
منبعش رو هم شرمنده نمیدونم!!